از آنجایی که عموما واغلب مردم منطقه ما با اینکه مسلمان هستند و خیلی کم گرفتار کفر و شرکیات و بدعات هستند و در تزکیه و اصلاح اعمال و اقوال تا حدودی سعی و تلاش دارند اما در تزکیه و اصلاح احوالات باطنی سعی و فعالیت لازم دیده نمی شود و بعضا علم و تعلیمات آن کم است لذا مناسب است اولاً در تزکیه و تصفیه احوال(حالات) باطنی پرداخت.

 لازم است ابتداءً به چند مقدمه توجه شود:

مقدمه اول: معنای تزکیه و اقسام آن

قریب به اتفاق مفسران در تفسیر تزکیه گفته اند که منظور از تزکیه تطهیر و تصفیه باطن است (تخلیه از صفات زشت و نامشروع و تحلیه و مزین شدن به صفات خوب و زیبا) 

و می توان آن را در چهار جنبه دایر کرد:

1- تزکیه عقاید 2- تزکیه اقوال 3- تزکیه افعال 4- تزکیه احوال باطنی

چون تنها در همین صورت است که عبادت و بندگی پروردگار به زینت اخلاص و عبودیت کامل بنده، مزین می گردد.

مقدمه دوم: در آیه 129 سوره بقره چهار نوع فریضه و وظیفه برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم توسط حضرت ابراهیم از خداوند خواسته شده است که هر چهار فریضه وظایف همه انبیاء بوده است و در آیه 151 سوره بقره پنج فریضه (تکلیف شرعی فرض) برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم از جانب خدا ابلاغ شده است که باالتبع فریضه و وظیفه جانشینان و نایبان آنحضرت صلی الله علیه و سلم ( به شرح زیر) قرار گرفته اند:

1 - ابلاغ فرمان های ظاهری خداوند به امّت: که به صورت وحی متلو و در قالب کتاب آمده و آغاز اصلاحی از همین نکته می باشد. (منظور از تلاوت آیات تبلیغ و اندرز عمومی می باشد که غالباً شامل تعلیم الفاظ قرآن، قرائت، حفظ و فراگیری تجوید است) 

2 - تزکیه و تصفیه باطنی افراد: علماء می دانند که با تلاوت و ابلاغ ظاهری موفقیت نیست بلکه اقدام اصلاحی عمیق لازم است که به قلوب مردم راه پیدا کرد و اولاً خود اصلاحگر شرایط را در خود ایجاد نماید.

3 - تعلیم کتاب: در تعلیم کتاب ترجمه قرآن و حقایق و مسائل و معارف آن داخل هستند و این نصیب عالم در مسائل ظاهری شریعت می شود و بهره ی بزرگی از میراث عظیم نبوی می باشد. (بعد از تزکیه درون و باطن ظرفیت و استعداد کسب علوم قرآن و احادیث پیدا می گردد. و مسلّم است که علم یک نور و پاکیزه است پس محلش یعنی باطن «قلب» پاک باشد تا اثر داشته باشد)

4 - تعلیم حکمت:

امام شافعی و حضرت قتاده می فرمایند: حکمت به معنای سنت نبوی (حدیث نبوی) می باشد و چونکه حکمت عطف است بر کتاب و عطف دلالت بر مغایرت دارد پس دارای معنایی غیر از کتاب دارد و مناسب ترین معنایش حدیث است که از روی درجه و رتبه بعد از کتاب الله قرار دارد و شارح و مبیّن اهداف آن است و تعلیم هر دو به یک اندازه ضروری می باشند در تعریفی دیگر از مفسرین که در تفسیر ابن کثیر نقل شده است به معنای حقایق و معانی است که در قرآن مخفی هستند از قبیل وجوه مصالح و منافع دینی و دنیوی 

خلاصه حکمت شامل معانی زیادی است که راجح ترینش تفسیر امام شافعی است که تقریباً جامع و مدلل است. وقتی افراد در نتیجه تعلیم کتاب به درجه ای رسیدند که حامل اسرار و حقایق باطنی کتاب الله شوند نوبت به فهم حکمت (احادیث و سنت) می رسد چنانچه وقتی صحابه به این حد رسیدند بعضی سؤال می کردند که البته این نوع از علم در حد فهم هر کس نبود.

5- آموزش اجتهاد و استنباط :

در روشنی قرآن و حدیث چنانکه که در جمله « و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون» به آن اشاره گردید برجسته ترین نمونه تایید اجتهاد توسط پیغمبر صلی الله علیه و سلم اجتهاد حضرت معاذ بن جبل است ( در مسند احمد جلد 5 صفحه 242 ، ابو داوود باب اجتهاد الرای ، ترمذی ابواب الأحکام باب ما جاء فی القاضی کیف یقضی ، سنن کبری بیهقی باب کتاب آداب القاضی رقم الحدیث 20920)

اگر به آیه 59 سوره نساء مراجعه شود معلوم می شود که خداوند اطاعت علمای ربانی و مجتهدان را وظیفه ای در ردیف اطاعت الله و رسولش بر دوش مؤمنان قرار داده است که منظور از اولی الأمر به اتفاق علماء و مفسران همان علمای ربانی و مجتهدان هستند و شأن امتیازی همان استنباط می باشد که در آیه 83 سوره نساء به آن تصریح شده است «و لو ردّوه الی الرسول و الی اولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم»- (اطاعت علماء بر پادشاهان و حاکمان ضروری است که باید به فرمان آنان عمل شود چنانکه در یک حکومت و نظام پایه و رکن اساسی قوه قضاییه می باشد که بدون مدیریت علماء امکان پذیر نیست و معقول نیست کسی بگوید که عالم تابع حاکم و پادشاه باشد بلکه حاکم و پادشاه تابع علم و عالم است لذا در تاریخ دیده نشده است که حکم پادشاه و حاکمی بر عالم اجراء شود مگر آن حاکم و پادشاه کافر یا ظالمی بوده است) - «برگرفته از بیانات علامه محقق محمد عمر سربازی در تفسیر آیات مذکور

   والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا