(بخش دوم)درس اهمیت تزکیه و خودسازی
تعریف تزکیه: تزکیه یک اطلاق قرآنی بر درجه ای از ترقیات باطنی انسان در عالم معنی است که در حدیث این درجه به نام احسان یاد شده است . (حدیث معروف جبرئیل) همین درجه بعدها به صورت علمی و عملی درآمد و تصوف نام گرفت. علم اساس و مطلوب که برای هدایت بشر آمده موقوف بر همین چهار چیز است(که در مقدمه ی دوم بیان شد ) حصول علوم مفید دیگر فروع این چهار چیز هستند.
با توجه به تعریف تزکیه در مقدمه اول از بخش اول این تعریف بیانگر اهمیت بالای تزکیه است.برای اهمیت و جایگاه آن در دین اسلام مطالب زیر لازم توجه و تدبّر هستند:
1- تزکیه باطن از مسائلی است که قبولیت و اثر اصلی و اساسی تمام اعمال دینی موقوف بر آن است چنانکه از ترتیب آیه برمی آید،تزکیه اولاً جزء چهارم وظایف اصلی و اساسی انبیاء است و ثانیا مهم تر از سه جزء دیگر
2-تزکیه موجب حصول عرفان آگاهی از اسرار و رموز قرآنی می گردد و انسان را در باطن نیز مانند ظاهر آراسته و پیراسته می سازد.
3- ترتیب در دعای حضرت ابراهیم(آیه 129 بقره) به اتفاق مفسران، ترتیب در بیان حاضر، ترقی من الادنی الی الاعلی است. یعنی در دعا، اول چیز کم اهمیت تر از بقیه نام گرفته شده و بعد به ترتیب اهمیت بیشتر، مهم ترین ها نام گرفته شده اند. بنابراین، تزکیه در این ترتیب، مهم ترین مورد مطلوب است و حقیقتا نیز چنین است.چون دار و مدار قبولیت و اثرگذاری اعمال ظاهری و باطنی،تزکیه و اخلاص است و بدون آن ،همه ی اعمال خشک و بی روح می مانند.
4- حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام چون می دانستند بعد از آن رسول (درخواست شده) پیامبری دیگر نخواهد آمد،دعا کردند تا خداوند متعال به وی قوتی معجزه آسا عطا فرماید تا امتش را باطناً تزکیه نماید تا آنان بعد از او،خود برای بر دوش کشیدن بار مقصد نبوت،کامل و ذی صلاح باشند. این دعا جامع بود. چون تلاوت و تعلیم از مطالب آن بودند که متکفل(ضامن) تزکیه ظاهر ذریّت بود و در آخر تزکیه نیز اضافه آمد که متکفل پرورش معنوی آنان است. این تزکیه دوجانبه و کامل، امت را از هر نظر شایسته ی نیابت آن رسول صلی الله علیه و آله و سلم می ساخت و به همین حکمت آن دو بزرگوار، تزکیه را به عنوان آخرین و مهم ترین مطلب خود در دعا ذکر نمودند. این دعا به ثمر نشست و صحابه رضی الله عنهم از وجود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنان فیض یافتند که ب یک بار همنشینی در محضر وی ، یقین در وجودشان پخته شد و دنیا و مظاهر فریبنده آن در نظرشان از وقعت و ارزش افتاد و آنچنان در فکر آخرت فرو رفتند که به قول حضرت جعفر صادق رحمه الله اگر یکی از درویشان این زمان آنان را می دید، فکر می کرد در دنیا نیستند و کاملاً جذب عالم معنی و شوریده صفت هستند .(تذکرة الاولیاء:قسمت اول / زندگانی حضرت جعفر صادق رضی الله عنه)از آنگاه به بعد دو جنبه ی تزکیه ( ظاهراً و باطناً) در امت وجود داشته و دارد. بعدها این جنبه ها به طور مشخص تر در میان دو دسته افراد مخصوص و معتمد تقسیم شد، مردم تزکیه ظاهر را از علمای شرع حاصل می کردند و تزکیه باطن را از علمای ربانی و مشایخ و عرفا (عارفان).این وضعیت مناسب قبولیت دعای حضرت خلیل علیه السلام را به طرز روشن و برجسته ثابت و ظاهر می سازد.
5- وظیفه سوم رسول صلی الله علیه و آله و سلم (در آیه 151 سوره بقره) تعلیم کتاب و حکمت بود. گفتیم که در قرآن تعلیم و تزکیه اغلب کنار هم ذکر شده اند. با این فرق که در بعضی آیه ها ، تعلیم (کتاب و حکمت ) مانند ایه ی 129بقره مقدم است و در برخی دیگر مانند این آیه 151«و یعلمکم الکتاب و الحکمة...» ، تزکیه و این خود اهمیت فوق العاده ی هر دو وظیفه را می رساند.جمله ی «یزکیکم» اشاره به مقام «تخلیه» (از رذایل )بود و این جمله (و یعلمکم الکتاب و الحکمة) اشاره به مقام «تحلیه» (به فضایل ) دارد.وقتی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم افراد امتش را از کدورات باطنی صاف و خالی می کند، نوبت به مزین کردن باطن آن می رسد. این تزیین با تعلیم حاصل می شود و اینجا بیان همین مرحله از سازندگی است. (بدیهی است تحلیه بدون تخلیه ضایع کردن هزینه و زحمت تحلیه و تزیین است) منظور از «کتاب» علوم قرآن است؛ آنچه که به ظاهر از الفاظ و آیات آن مستفاد می شود و در زندگی ظاهری و اخلاقی انسان أثر می گذارد. مراد از « حکمت» اسرار و رموز و حقایق باطن و علوم مخفی قرآن کریم هستند که فقط کسانی آنها را حاصل می کنند که به بالاترین مراحل تزکیه رسیده باشند. مانند صحابه رضی الله عنهم و احبار و علمای ربانی و اولیای بزرگ امت رضی الله عنهم.
از این ثابت می شود که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اسرار و حقایق پشت پرده ی قرآن کریم را نیز به شاگردان خویش تعلیم می داده است، و آنان که ظرفیت و استعداد عالی داشته اند مانند خلفای راشدین و زهّاد صحابه رضی الله عنهم هر کدام به میزان ظرفیت خویش از آن حظّ برده اند.
6- اینکه در آیه (129 بقره) چرا تعلیم کتاب و حکمت از تزکیه مقدم است و در اینجا آیه (151 بقره) تزکیه از تعلیم مقدم است؟ در جواب این سوال باید گفت که این بنا به مقتضای احوال است که در فن بلاغت کاملا مراعات می گردد و کلام طبق آن ترتیب می یابد . در قرآن فنون بلاغت به بهترین صورت بکار رفته است و از این جنبه هیچ کلامی به پای آن نمی رسد. در دعای حضرت خلیل علیه السلام تعلیم قبل از تزکیه ذکر شده بود ، چون او به نفع امت دعا کرده بود و برای امت تعلیم از تزکیه مقدم است. زیرا تا علم نباشد ، تزکیه راست نمی آید اما در اجابت ، مقتضای حقیقت حال مراعات شد و خداوند متعال فرمود بر شما رسولی فرستادیم که تزکیه می کند و تعلیم می دهد. حقیقت این است که تزکیه و تصفیه ی درونی بالذات مقدم واعم از تعلیم است. چون تعلیم قرآن و سنت هر اندازه که مهم باشند، در ذات خود وسیله ی برای نیل به تزکیه و اصلاح درون می باشد و در این راستا، تزکیه حکم مقصود و هدف اصلی تعلیم را دارد. این آیه با این ترتیب این حقیقت را به امت می فهماند که ارسال رسول در اصل به غرض تزکیه شما بوده است نه تعلیم شما.
تعلیم راهی است که شما را به غرض اصلی ـ تزکیه ـ وصل می کند. در نتیجه ی تزکیه است که اطاعت الله و رسول، واقعی و بی شایبه، و ترس از خداوند متعال و پرهیز از گناهان و روی هم رفته دیانت با بندگی کامل میشود.
خلاصه چون تزکیه هدف و غرضی اصلی رسول وتعلیم وسیله ای برای رسیدن به آن است، در این آیه تزکیه از تعلیم مقدم شده است. اما در دعای حضرت خلیل علیه السلام مقتضای حال چیزی دیگر بود و بنابرآن تقاضا، تعلیم مقدم ذکر شده بود.
7- از ترتیب وظایف رسالت در آیه (129 بقره) معلوم میشود که رتبه تبلیغ که در عبارت «یتلوا علیهم آیٰته» مفهوم میگردد،ازهمه بالاتر و مقدم است. اما این به اعتبار وصول به مقاصد است. چون تبلیغ از مبادی و مقدمات به حساب می آید و اصولا اهمییت و در پی آن سعی برای حصول آن،به تبلیغ بستگی دارد.
برعکس تبلیغ،تعلیم و تزکیه از مقاصد دین هستند و بدین اعتبار از تبلیغ مهم تر هستند قبلا نیز گفتیم ترتیب آیه ترقی از أدنی به أعلی است. مفهوم این ترتیب را چنین می توان سرهم کرد: برای برپاداشتن تعلیم لازم است که قبلا درباره آن تبلیغ و تشویق صورت گیرد،وقتی که تعلیم استقرار یافت و محکم شد ضرورت دارد که کار تزکیه انجام پذیرد تا آن آموخته ها را با سمباده ی اخلاق جلا دهد و صاف نماید و خالص برای خداوند متعال گرداند خلاصه سخن اینکه، ازلحاظ مقدمه تبلیغ و از لحاظ مقصد تعلیم و تزکیه مقدم و اولیٰ هستند.
تقدم علم از تبلیغ به حیث مقصد بودن آن و مقدمه و وسیله بودن این از ماجرای نزول اولین وحی به خوبی معلوم میشود. برای بار اول که جبرئیل علیه السلام بر رسول الله صلی الله علیه و سلم نازل شد به او فرمود: إقرا» (بخوان)! بخوان به نام پروردگارت،پروردگاری که آفرید. آفرید انسان را از خون بسته. بخوان که پروردگارت بسیار کریم است،آنکه تعلیم داد به وسیله قلم. آموخت انسان را آنچه نمی دانست... [سوره علق آیه 1 الی 5] پس در اولین آیات منزّل بحث ازعلم و تعلیم است. چند روز بعد باری دیگر وحی نازل شد که در طی آن خداوند متعال به آن حضرت علیه السلام چنین فرمود: «ای مدّثّر (چادر به خود پوشیده)! بپا خیز و مردم را بترسان...» [سوره مدّثّر آیه 1 الی 2].در این آیه ها امر به تبلیغ مردم است که در مرحله دوم قرار داده شده است.
ادامه در پست بعد...
8- نباید فراموش کرد که در تزکیه سه بعد درونی انسان مورد ملاحظه پیامبران و با التبع آنان مشایخ و عرفا (عارفان و اهل طریقت) است: عقیده،عمل و خُلُق بنابر این تزکیه عبارت از اصلاح عقاید و اعمال و اخلاق هر سه – است و نمی توان گفت که فقط منحصر در یک بعد است.
به قول رومی (رحمه الله)
قال را بگذار و مرد حال شو پیش مرد کاملی پامال شو
نفس نتوان کشت الا به ظل پیر دامن آن نفس کش محکم گیر
ای شهان کشتیم ما خصم برون ماند از او خصمی بتر در اندرون
کشتن این کار عقل و هوش نیست شیر باطن سخره خرگوش نیست
شیخ احمدعلی لاهوری(رح) فرموده است که دین در کلی ترین تقسیم، دارای سه جزء است که سومین آن تصوف (طریقت) است.
این اجزاء عبارتند از :ایمان(تصدیق قلبی)،اسلام (انقیاد و اعمال ظاهری) و تزکیه(انقیاد و خصایل باطنی).
9- آنحضرت صلی الله علیه و سلم می فرماید: انما بُعثتُ لأُتَمّم مکارم الأخلاق (جز این نیست من مبعوث شده ام تا اخلاق کریمانه و شریفانه را کامل بکنم).
10- طبق فرمایش یکی از اساتید فرمودند : خداوند از انواع امور و خصایل خیری که پیغمبر داشته و انجام داده فقط ظاهرا اخلاق آنحضرت صلی الله علیه و سلم را با جمله عظیم (بزرگ) تایید می فرماید حتی نماز پیغمبر را به این صورت مطرح نمی فرماید چنانچه فرموده است < انک لعلی خلق عظیم> : ای پیغمبر همانا که تو بر اخلاق عظیمی قرار داری