عبادت در زندگی انسان چه اهمیتی دارد؟ تا زمانی که به مقصد زندگی انسان پی نبریم و ندانیم که چرا انسان در این کائنات دارای مقام و منزلتی عالی است با وجود  ضعف و ناتوانی خویش بر هر چیز زمین و آسمان حکمرانی می کند و هر ذره این کائنات پهناور به خدمت او کمر بسته است. انسان جهت سیر کردن شکم خود نیازمند به تحصیل محصولات مختلفی می باشد، لذا به منظور کمک کردن به او هر قطعه کارخانه هستی به حرکت می افتد ، حیواناتی که چند برابر انسان قدرت و نیرو دارند پیش وی تسلیم و برایش زمین هموار می کنند ، زمین تمام نیروی خود را صرف می نماید تا از بذر جوانه ای بیرون آورد ، و چون برای تبدیل شدن جوانه به نهال و نهال به درخت ، نیاز به گرما و حرارت است لذا خورشید اشعه خود را می گستراند و چون نیاز به آب پیدا شود ابر بر آن سخاوت می کند و هنگامی که نیاز به هوا پیدا گردد ، باد به جنبش و حرکت می آید و آن را به کمال می رساند.

خلاصه ! تمام کائنات ، نیرو و قدرت خود را به خاطر برطرف ساختن گرسنگی انسان و فراهم نمودن وسایل و امکانات زندگی وی ، صرف می نماید.

این نمونه ای بود و گرنه ، اگر به اطراف خود نظری بیندازیم مشاهده خواهی کرد که تمام مخلوقات از زمین تا آسمان به خدمت تو مشغول اند. اما این سوال مطرح می شود که چرا چنین است؟ تو دارای کدام ویژگی هستی که بنا بر آن کائنات خدمتگزار تو است و از تو هیچ خدمتی نمی طلبد؟اگر تو بر این سخن ایمان داری که خداوند آفریننده هر ذره این کائنات است و اوست که این جهان را تابع فرمان تو قرار داده است خواهی فهمید که تمام جهان بدین منظور مأمور به خدمت تو شده که تو مأمور به انجام کاری بس بلند و بالا که همانا عبادت و بندگی خداست، هستی همین کار مقصود زندگی است و برای انجام همین مأموریت به دنیا اعزام شده ایم. خداوند در قرآن کریم ارشاد می فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »یعنی: من جنها و انسان ها را صرفا برای عبادت خود آفریده ام ».

از این ارشاد قرآنی و توضیحات مذکور، اهمیت عبادت به خودی خود روشن می شود که عبادت بدین جهت حائز ارزش و اهمیت است که هدف زندگی ماست و ما بخاطر آن به دنیا آمده ایم، عبادت به این دلیل اهمیت دارد که وجه جواز اشرف المخلوقات بودن انسان می باشد و به سبب آن ما هر چیز کائنات را خدمت گذار خود ساخته ایم اگر ما فریضه عبادت را به جا نیاوریم به کارگری می مانیم که از کار فرما مزد کامل دریافت نموده و از مزایا و تسهیلات کامل وی استفاده نماید ولی از عمل به دستورات و فرامین وی سرباز زند. همانگونه که این کارگر مستوجب سزاست، شخصی که از نعمت های خدا در دنیا بهره می گیرد اما فریضه عبادت را به جا نمی آورد مستحق عذاب می باشد.

از طرف دیگر، شخصی که عبادت را به وجه کامل ادا می کند، همچون کارگر مطیع و فرمانبرداری است که از استراحت و تفریح او نیز مالک و کار فرما ،خوش می شود.

همانگونه که اوقات بیکاری این کارگر و استراحت و تفریح او، کار به حساب می آید عبادت بنده فرمانبردار خدا به نماز، روزه، حج، زکات و غیره منحصر نمی شود بلکه هر لحظه زندگی او عبادت محسوب می شود در حدیث آمده است که: چنین شخصی در مقابل رزقی که برای(خود و) زن و بچه هایش کسب می کند نیز ثواب می یابد، خواب و بیداری، نشست و برخاست، و فراتر از 
آن حتی خنده و سخن گفتن وی نیز عبادت و بندگی به شمار خواهد آمد.

اصل بندگی این است که انسان خود را تابع فرمان اللهی بداند و تمام زندگی خویش را با احکام و فرامین وی منطبق نماید لذا عبادت به جای، وقت و کار خاصی، اختصاص ندارد، اگر تو زندگی خود را مطابق با احکام الهی ساخته باشی هر کار در زندگی تو عبادت خواهد بود، حتی تجارت، ملازمت و تفریحات جائز تو نیز به شرطی که مطابق با دستورات خداوندی و نیت خالص باشند،عبادت می گردد. و هنگامی که اکثریت افراد یک ملت و گروه، زندگی اجتماعی خود را به عبادت تبدیل نماید، تمام پیروزی و کامیابی ها به پابوسی آنها آمده و وعده خداوندی که ذکر آن در قرآن کریم به میان رفته، تحقق می یابد خداوند می فرماید:

 - وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ- آیه 55 سوره نور- «یعنی: خداوند کسانی را از شما که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند وعده داده است که هر آئینه به آنان خلافت روی زمین را عطا خواهد کرد، همانگونه که به پیشینیان عطا فرموده است و دینشان را که خداوند برای آنان انتخاب و پسند نموده است مستحکم و استوار می دارد و حتما حالت خوف آنها را به امن تبدیل می نماید تا فقط مرا عبادت کنند و کسی را با من انباز و شریک ننمایند.( سخنرانی علامه محمد تقی عثمانی در برنامه سحری پخش شده از رادیو پاکستان 18 رمضان 1386ه.ق با ترجمه مولانا محمد روشندل ورکاتی»)