سؤال: خداوند متعال در این آیه (152سوره بقره ) میفرماید:«شما مرا یاد کنید تا من شما را یاد کنم ». این یک فضیلت بزرگ برای یادکننده ی خدا است. در اینجا سؤال رخ میدهد که در دنیا هیچ انسانی نیست که خداوند متعال را ذکر نکند ـ طوعاً (با اشتیاق و دل خوش) یا کرهاً (با دل ناخوش و مجبوریت) پیروان مذاهب کشیش های مختلف،مسلمان باشند یا اهل کتاب یا بت پرست همه طبق تصوری که ازخدا دارند،او تعالی را یاد میکنند و حتی به زعم خود برای او عبادت میکنند.طبق اطلاق این فرمان الهی،آیا این افراد همه مستحق این فضیلت میگردند و خداوند متعال آنان را هم یاد میکند؟

به این سؤال،سه جواب داده شده است:

جواب اول: آری.همانطور که از اطلاق آیه بر می آید،خداوند متعال بنده ای را که او را یاد می نماید،یاد میکند. اما این یاد کردن برای هر کس یکسان نیست. خداوند متعال، ذاکرِ مؤمن ومطیعِ اوامر خویش و رسولانش را به رحمت و احسان و انعام یاد میفرماید و ذاکرِ کافر و نافرمان را به نفرین ولعنت. کافری که خداوند متعال را ذکر میکند،او تعالی بر او لعنت می فرستد و می فرماید: نفرین ولعنت بر تو ای بنده ی کافر و نافرمان. مرا عصیان میکنی و باز اسم مرا بر زبان می آوری؟

روایاتی این توجیه را قوت می بخشد. مثلاً دیلمی و ابن عساکر روایت کرده اند که وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم این آیه را تلاوت فرمود در تفسیر آن گفت:«اذکرونی بطاعتی اذکرکم بمغفرتی. فمن ذکرنی و هو مطیعٌ فحقَ علیَ ان اذکره بمغفرتی. و من ذکرنی وهو لی عاص،فحقَ علی ان اذکره بمقتٍ ». (1الدر المنثور 1/148) معنا همان است که گفتیم. 

ابن جریر از سدی این روایت را نقل کرده است: خداوند متعال در این آیه میفرماید که هر بنده ای که مرا یاد کند،من او را یاد می کنم . اگر با ایمان مرا یاد کنند،من آنان را با مغفرت و رحمت یاد می کنم واگر بدون ایمان مرا یاد کنند، من با عذ اب و لعنت آنان را یاد می کنم (ج2 تفسیر طبری  ص 40 چ بیروت س 1999 میلادی).

امام احمد رحمه الله در( کتاب الزهد ص: 131،ح 379.) وامام بیهقی در « شعب الایمان» از این عباس (رض) نقل کرده اند که فرمود: خداوند متعال به حضرت داوود (ع) وحی کرد و فرمود:برو به ظالمان (آنان که جز در وقت مصیبت وبلا مرا یاد نمیکنند) بگو مرا یاد نکنید چون هرگاه کسی اسم مرا به زبان بیاورد،منم حتماً او را یاد می کنم. ازطرف من یاد کردن ظالمان لعنت است(الدر المنثور ج 1/148).(پس اگر ظالمان میخواهند لعنت مرا بر خود بیشتر کنند زیاد مرا یاد کنند).

عبد بن حمید و ابن ابی حاتم روایت کرده اند از حضرت عبدالله ابن عمر (رض) در تفسیر همین آیه ( 152/سوره بقره) سؤال کردند و گفتند شارب خمر(شراب) و زانی (زناکار) و سارق (دزد) هم خداوند متعال را یاد میکنند آیا خداوند متعال آنان را هم یاد میکند؟ فرمود هرگاه چنین فردی خداوند را یاد کند خداوند متعال او را به لعنت یاد میکند و این لعنت ادامه دارد تا اینکه آن فرد ساکت شود (الدر المنثور ج 1/148) بعضی از علماء در تفسیر این آیه به همین توجیه اعتقاد دارند. 

هشدار در پیام جواب اول: (نویسنده میگوید علاج و نجات ذاکر آنست که از گناه و نافرمانی خدا خود را برهاند تا از ذکر و عبادت خود در دنیا و آخرت نتیجه خوب و مطلوب حاصل نماید. از بعضی قراین و شواهد شرعی معلوم میشود که به ذاکر و عابد مسلمان گناهکار ثواب عبادات و ذکرش میرسد اما بسبب گناهکار بودن مورد  خشم و ناراضی خداوند قرار گرفته است و حتی فرشته ها و بسیاری از مخلوق از او نفرت دارند که در بعضی موارد از شیطان تبعیت میکند. (و گویا ناپاک و نجس است پس نجس هر چه زودتر خودش را پاک کند تا از نفرین وخشم خداوند نجات یابد،لذا توبه کردن فرض است خصوصاً از گناهان کبیره و بالفور فرض است و معنای توبه آنست که همه ی حقوق فرض و واجب خداوند ادا گردند و به ذمه اش هیچ حقی و گناهی باقی نماند و نیز همه ی حقوق واجب و لازم مخلوق خدا ادا شود یا معافی گرفته شود.

جواب دوم:آیه به این اطلاق نیست. عمومیت مفهوم آیه فقط برای مؤمنان است و کافران را در برنمیگیرد. خداوند متعال هر دسته از مؤمنان را طبق نوعیت ذکرشان یاد میکند، پس تفسیر این آیه در کلام مبسوط (گسترده و طولانی) طبق اختلاف عبارات مفسران چنین میشود اذکرونی بنعمتی،اذکرکم برحمتی.اذکرونی بالمجاهده،اذکرکم بالمشاهده.اذکرونی بالدعاء،اذکرکم بالاجابة.اذکرونی بالتذلل،اذکرکم بالتفضل.اذکرونی فی ملاٍ من الناس اذ کرکم فی ملاٍ من الملائکة اذکرونی فی الرخاء اذکرکم فی البلاء اذکرونی فی السرآء اذکرکم فی الضرآء. اذکرونی فی الیسر،اذکرکم فی العسر.اذکرونی فی الحیاة،اذکرکم بعد الممات.اذکرونی فی الدنیا،اذکرکم فی الآخره.اذکرونی بالعبودیة،اذکرکم بالربوبیة.اذکرونی باالصدق بالاخلاص،اذکرکم بمزید الاختصاص.(تفسیر کبیر: 4/162+تفسیر عزیزی 1/549). در این جواب،وعده ی الهی در آیه مخصوص برای مؤمنان گفته شده است و او تعالی هر مؤمن را مناسب با ذکر و شأن عبادت او نزد خود ذکر میکند.

جواب سوم:آیه به اطلاق ظاهری خود است. بله. خداوند متعال کافری را که او را یاد می کند نیز یاد می فرماید. اما ذکر کفار از دو حال خالی نیست. یا به طور طعن و تمسخر و استهزا او تعالی را یاد می کند که در این صورت خداوند متعال او را به لعنت و نفرین یاد می کند یا درهنگام مصیبت و بلا که همه دروازه ها را به روی خود بسته می بیند ،به طور مخلصانه و برای استمداد الله را یاد می نماید. در این صورت خداوند متعال او را به رحم و مدد یاد می فرماید. اما این یاد کردن هم فقط محدود به زندگی دنیوی ذاکر کافر است. او تعالی دعا و ذکر او را قبول می کند و مصیبت او را دور یا مشکلش را حل می فرماید.

به کرات ثابت شده که کفار در هنگام بروز مشکلات و مصایب خداوند متعال را صدا زده اند و او تعالی مسایل آنان را حل و رفع فرموده است.

از میان جواب های مذکور،همین سخن اخیر محقّق و مرجّح است. (طبق این جواب غیر مسلمان هم در جمله ی فاذکرونی نیز مخاطب قرار میگیرد).

ذکر،قائم مقام شکر

این مطلب می تواند به صورت سؤال و سپس جواب مطرح و درباره ی آن سخن گفته شود. اگر سائل سؤال کند که: آیا ذکر بدون شکرگذاری،به تنهایی قائم مقام شکر و متضمّن آن میشود یا خیر؟ مثلاً یکی ذاکر است و تمام اعضای خود را به کارهای مخصوص آنها واداشته است. اما شکر مصطلح ندارد. یعنی جداگانه وظیفه ای به نام شکر ندارد و شکر هر اعضا را هم مستقلاً به جای نمی آورد. آیا چنین ذاکری به صرف ذکر،شاکر هم به حساب می آید؟

طبق قول محقّق،اگر کسی وظیفه ی ذکر و شکر هر کدام را مستقلاً در جای خود ادا نماید،عالی است. اما اگر اوقاتش را به ذکر مصروف می دارد و فرصت نمی کند جداگانه شکرگزاری نماید و الفاظ شکریه را تکرار نماید،همین ذکر قائم مقام شکر میشود.

این نکته در حدیث قدسی چنین عنوان شده است: «یا ابن آدم! انک اذا ما ذکرتنی شکرتنی و اذا ما نسیتنی کفرتنی»(به روایت طبرانی در معجم اوسط و ابو نعیم در حلیه از ابوهریره رضی الله عنه الدر المنثور:1/148).ای فرزند آدم!تو هرگاه مرا یاد نمایی شکر مرا ادا نموده ای و هر گاه فراموشم کنی،ناسپاسی مرا کرده ای.

از این حدیث ثابت میشود که ذکر متضمن شکر هم است. این حدیث قدسی را طبرانی در «اوسط» و ابونعیم در «حلیه» روایت کرده اند.

بیهقی از زید ابن اسلم روایت دیگری مؤید همین سخن نقل کرده است. زید ابن اسلم گفت: روزی حضرت موسیٰ علیه السلام در بارگاه خداوند متعال عرض نمود: بار خدایا! چکار کنم که از عهده ی شکر تو برآیم و شاکر محسوب شوم. ندا آمد که: «تذکرنی و لاتنسانی. فاذا ذکرتنی،شکرتنی و اذا نسَیتَنی فکَفَرتَنی»(به روایت ابن ابی دنیا و ابن ابی حاتم و بیهقی در شعب الایمان از زید بن اسلم رضی الله عنه،الدر المنثور:1/148-149)(ترجمه)دائم مرا یاد کن و هیچگاه فراموشم مکن چون هرگاه مرا یاد کنی شکرم را بجا آورده ای و هر گاه فراموشم کنی،نعمت های مرا کفران (نا شکری) کرده ای. 

فایده:از حضرت عبدالله ابن مسعود مروی است که فرمود :«هر کس چهار کار بکند،خداوند متعال چهار چیز به او میدهد که تفسیر هر چهار تا در قرآن آمده است: 1- اگر کسی الله را ذکر کند الله هم او را یاد می کند (اذکرونی اذکر کم ) 2- هر کس موفق به دعا کردن شد خداوند متعال دعایش را اجابت می فرماید (ادعونی استجب لکم/غافر آیه 60)3- هر کس توفیق به شکر کردن یافت خداوند متعال نعمت هایش را بر او بیشتر میکند (لئن شکر تم لا زیدنکم /رعد آیه 7} 4- و چون یکی موفق شد استغفار کند خداوند متعال او را مغفرت میکند (استغفرو ربکم انه کان غفارا/ نوح آیه 10)- (روایت طبرانی و ابن مردویه و بیهقی در شعب الایمان از ابن مسعود ـ ادرالمنثور ج 1ص149) نح

خلاصه ی سخن اینکه: اگر ذکر وشکر هر کدام به طور مستقل در جاهای خود ادا شوند بهتر است وبه چنین بنده ای «ذاکر شاکر» میگویند. اما اگر با اشتغال به ذکر فرصت شکر نیافت،همان ذکر خود متضمّن شکر است و چنین ذاکری باز هم شاکر به شمار می رود (تبیین الفرقان جلد 3تفسیر آیه ی152 بقره).