سوال: از ده مورد دلایل اهمیت تزکیه اشارتاً مفهوم بود که برای تزکیه و اصلاح نفس عالمی استاد و مرشد  به عنوان مربی و مراقب و راهنما لازم است ؟ جواب : بله واجب است حتی تنها یک مربی کافی نیست چطور برای بیماری های گوناگون و متفاوت دکتر های متخصص لازم است که برای تشخیص بیماریهای جسمی علم دکتر اغلب کافی نیست بلکه دستگاهای تشخیصی و آزمایشات مختلف و... لازم است و برای معالجه بعضا تنها دارو مشکل را حل نمیکند بلکه جراحی و امثال آن لازم است و اینکه داروهای تجویزی چه داروهایی باشند و چگونه و چه اندازه و به چه ترتیبی استفاده  شوند و از چه چیزهایی پرهیز شود چنانچه اگر شخص بیمار همه ی دستورات پزشکی و بهداشتی را انجام دهد اما  چیزی ضد مداوا استفاده کند یا یک شخص سالم که انواع غذا های مقوی را بخورد و مقدار خیلی کم سم بنوشد احتمال مرگش تقریبا قطعی است اینهمه انتظام و امکانات و تشکیلات در سر تا سر دنیا در اختیار و دسترس ما، بشر قرار دارد تنها برای همین جسم خاکی و فانی انسان، پس چگونه برای صحت روح و روان انسان که ابدی و غیر فانی است انتظام و برنامه ریزی و تلاش و هزینه لازم نیست؟ ) 

 (سوال: تزکیه (تصفیه و پاکی) نفس از رذایل و مفاسد درونی چه حکمی است ؟جواب: فرض عین است.) علامه مولانا محمد عمر سربازی می فرماید:

فراگیری علم تصوف فرض عین است

علما از جمله ی«لیتفقهوا فی الدین» استنباط کردند که «علم تصوف» هم فرض عین است ، و این را به خاطر بسپارید!

بیعت سنت است اما عمل کردن به علم تصوف فرض عین است، چون بر هر مسلمان تزکیه نفس فرض عین است و او تا زمانی که علم تصوف را کماحقه حاصل نکند ،تفقه حاصلش نمیشود.

قاضی ثناءالله پانی پتی رحمه الله در تقسیر مظهری این ظرفیت و ضرورت«تصوف » را تعلیل نموده است. خلاصه کلام او این است که همانطور که دفاع از محرمات ظاهری فرض است،دوری از محرمات باطنی نیز لازم است.محرمات باطنی مثل کبر ،غرور،حرص ،حسد و...است که انسان باید قلب خود را از این گندگی ها تصفیه کند و بجای آن در خود تواضع ،قناعت ،صبر ،شکر،یقین،اخلاص و سایر صفات ضروری را بیاورد.ثمرات علم تصوف چیزی جز این اوصاف حمیده و ضروری نیست و هرکس این علم را نداند، نمیتواند از محرمات باطن نجات یابد(تفسیر مظهری:3/382). 

فراگیری تصوف که همان تزکیه نفس است،سه درجه دارد :1- فرض عین 2- واجب 3- سنت.

و در تفسیر مظهری هم آورده است آموختن تصوف سه درجه دارد :

  1. فرض عین :اصلاح باطن و خارج کردن مفاسد درونی از قبیل کبر، غرور، حسد،کینه و ... که همه اینها از گناهان کبیره هستند.این نوع تزکیه، فرض عین است و نیل به این مقصود وابسته به صحبت انسانهای وارسته کامل میباشد.
  2. واجب : لازم گرفتن صحبت و همراهی بندگان صالح و نیک خداوند متعال .
  3. سنت: بیعت کردن با مشایخ کامل که بالاترین نوع آن دست در دست شیخ نهادن است و این مستحب است.

سوال: همراهی و یا دست بیعت دادن به یک مرشد چه حکمت و فلسفه ای دارد؟ 

جواب: اگر واقعا عالم پایبند به احکام شریعت و سنت نبوی وجود داشته باشد ارتباط با او ضمن فراگیری علوم لازم، اثرات و برکات و نورانیت حاصل می گردد و از آنجاییکه او دست تعهد و میثاق با استاد خودش داشته است تا سلسله وار به پیغمبر صلی الله علیه و سلم میرسد حتما اثر پذیری است که به ادای فرایض و واجبات پایبندی می کند و از معاصی و مفاسد دوری میجوید. 

طعم شریعت

عارف باللّٰه حضرت مفتی محمّد تقی عثمانی «حفظه‌الله» می فرماید :

آنچه امروز در نگاه علما و طلاب ما بی اهمیت گردیده و در طاق فراموشی گنجانده شده است، برقراری ارتباط با یک مرد خداست.

 بیعت برای اصلاح و تزکیه نفس از اهمیت بالایی برخوردار است، و طعم شریعت در «طریقت» است.

پاره هایی از نور (308)

 حضرت مولانا محمّد یوسف لدهیانوی شهید «رحمه‌اللّٰه» خطاب به طلاب جامعه بنوریه تاون کراچی در جلسه ختم بخاری در سال تحصیلی 1420 قمری فرمودند :

این نکته را آویزه گوشتان نمائید، این رویه مذکور عادت بزرگان ما بوده است، آنها همیشه به فکر اصلاح نفس بودند و زندگی خویش را با دستورات و فرامین گهربار پیامبر اکرم (صلی‌اللّٰه‌علیه‌وآله‌وسلم) می گذراندند. 

شما نیز با مرشدی که از حیث عقیده سالم باشد، تعلّق اصلاحی برقرار نمائید و مانند شتران بی مهار نباشید؛ بدون راهنما تلف می شوید. 

نفس انسان بسی ذلیل و در عین حال بسیار مکّار می باشد و صاحبش را به هر سو می کشاند.

غرض این که، با صالحان تعلّق اصلاحی برقرار کنید و تمام امورات را از ایشان بپرسید و بدون مشورت با ایشان کاری انجام ندهید.

اصلاحی مواعظ (۱۸۳/۲)

کلیدهای موفقیت طلاب از نگاه امام ندوی رحمه الله

 اخلاص:

نخستین چیز اخلاص است، اگر شما زندگی یکی از بزرگان را که خدماتش چشمگیر و نامش درخشنده است، بررسی کنید، متوجه می‌شوید که قطعا مهم‌ترین عامل پیشرفت وی اخلاص بوده، که هریک از اعمال وی را جاويدان نگاه داشته است. شما زندگی نامه مولانا نظام الدین لکهنوی را ملاحظه نمائید؛ برنامه درسی وی بنام « درس نظامی » معروف است و نه تنها در هند، بلکه در بسیاری از نقاط جهان، مورد استفاده است و علی رغم مخالفت‌های عده‌ای، هنوز بر قرار است. بدانید که مهارت‌های علمی به تنهایی موجبات صعود ایشان را فراهم نیاورده است؛ چه در معاصران وی افرادی بوده‌اند که حداقل مانند او از اربابان علم و فضل، ذکاوت و فراست محسوب می‌شده‌اند و اکنون باید بپرسید که چه چیزی سبب شد که خدمات مولانا نظام الدین پس از وی همچنان جاویدان بماند، ولی معاصران وی چنین نشدند؛ و اگر هم ذکری از آنان به میان آمد، در ضمن سخن از مولانا نظام الدین است. چنانچه شما کمی بیندیشید و زندگی وی را به دقت مورد بررسی قرار دهید، خواهید‌ دید که پشتوانه وی بجز نیروی شگفت انگیز و اعجاب آور اخلاص، چیزی دیگر نبوده است. و همین نیرو است که خدمات وی را تا قیامت زنده و جاوید نگاه داشته است. آیا می‌دانید او چگونه این اخلاص را کسب نموده است؟

آری، هنگامی‌که او از مراحل درسی خویش فراغت یافت؛ فکر کرد هنوز چیزی یاد نگرفته است؟ تلاش نمود تا اینکه به مردی گمنام و امی در روستای غیر معروف "بانسه" دست یافت که دارای سرمایه تزکیه و خلوص بود. پس از آن مولانا نظام الدين با او ارتباط برقرار کرد. نکته اینجاست که او می‌توانست با افرادی ارتباط برقرار کند که امام وقت بودند، اما این کار را نکرد؛ او فکر کرد که نعمت اخلاص اینجا بهتر میسر می‌شود. با آنکه مرشدش فردی گمنام بود و اگر بعدها هم شهرتی پیدا کرد، توسط مولانا نظام‌الدین لکهنوی بود. 

 حس فداکاری:

 مطلب دوم ایثار و فداکاری است. ایثار و از خودگذشتگی و عزم راسخ چنان نیروی عظیمی است که در هرکسی بوجود آید، او را از «ثرا» به «ثریّا» می‌رساند. این نیرو در هر ملتی که پیداشود، جهان در برابر او خم می‌گردد و به عظمت و مقام وی اعتراف می‌نماید. 

جوهر ذاتی:

 سومین چیز، «جوهر ذاتی» است. جوهر ذاتی و کفایت شخصی در هر زمان وسیله رشد و ترقی است، اگر شما این سه صفت را حاصل نموده‌اید، بدانید که زمان عوض نشده و چشم انتظار شماست. ولی هرکس فاقد این صفات باشد، هر کجا برود؛ ولو اینکه دارای مدرک‌های ظاهری هم باشد، اما اوضاع را مخالف خود می‌بیند و به موفقیت دست نمی‌یابد. باز عرض می‌کنم، برادران عزیز اگر شما تلاش نمودید و در خود این صفات را بوجود آوردید، بدانید که امروز نیز همان دوران «سلطان عالمگیر»، «نظام الدین طوسی»، «امام غزالی»، «امام رازی، امام ابن قیم» و «امام ابن تیمیه» منتظر شماست. تاریخ دوباره بر می‌گردد. بعضی چنین می‌پندارند که فلان مقام برای آمدن فردی خالی است و زمان در این انتظار بسر می‌برد که فلان فرد فارغ التحصیل شده و بیاید این خلاء را پرکند. خیر این پندار اشتباه است؛ بلکه هیچ مقامی برای هیچ فردی خالی نبوده، هر زمان افراد با نبوغي وجود داشته‌اند؛ اما عصر و زمان برای خود قاعده و اصلی دارد و آن این است که عصر و زمان معتقد به پذیرش فرد «اصلح» بجای «صالح» و «انفع» بجای «نافع» می‌باشد که در هر حال اولی را بر دیگری ترجیح می‌دهد. اگر در شما صفات فوق موجود باشند، بدانید که مهار و زمام عصر و زمان در تمام صحنه‌ها بدست شما بوده و او در انتظار شما بسر می‌برد. 

آری، طلاب عزیز! ما به همین منظور بچه‌های مسلمان را از والدین‌شان جدا نموده و اینجا می‌آوریم تا انسان‌هایی تربیت نماییم که همین اوصاف سه گانه را در خود بوجود بیاورند و جهانی را تحت تاثیر خود قرار دهند. اگر این امید نبود، اصلا جوازی نداشت که ما شما را در این جایگاه جمع کنیم. همین هدف «دارالعلوم ندوۃ العلماء » و «دارالعلوم دیوبند» و «مظاهرالعلوم سهارنپور» و مدارس دیگر مثل آن‌ها است ما امیدواریم که طلاب فارغ التحصیل مان بتوانند نمونه‌های بارز اخلاص، از خودگذشتگی و صلاحیت بوده و ارتباطشان را با ما قطع نکنند؛ کما‌ اینکه از بقیه طلاب، نیز امیدواریم که فرصت‌های آینده را مغتنم شمرده و در جهت استفاده هر چه بیشتر از آن دریغ نورزند.

سؤال:آیا عوام که سواد وعلم کاملی ندارند می توانند بیعت داشته باشند و وارد تصوف و طریقت بشوند؟ جواب: آنان در جماعت تبلیغ تشکیل بشوند و اگر لازم شد در مراکز بزرگ جماعت تبلیغ (رایوند و غیره) تعلیم بگیرند و تربیت بشوند.