(بخش هفتم)اهمیّت علوم دینی وجایگاه عالم دین
دلایل از آیات قرآن کریم. 1مثلاً آیه ی سوره ی «نحل»: «أدع الی ربك بالحکمة...» {269} و آیه ی سوره ی بقره: « و من یؤت الحکمة فقد أوتی خیراً کثیراً» {269}. که در این جاها حکمت به معنی قرآن کریم است.
چنانکه ظاهر است،حکمت در قرآن به چهار معنا به کار رفته است که منجمله ی آنها یکی «علم» است. ولی با تدبر و دقت ثابت می شود که اصل و مرجع تمام معانی چهارگانه همان علم است. خود تسمیه علم به «حکمت» دلیل برجسته ای بر عظمت و شأن علم است. با این همه،خود قرآن گویاست که انسان با آن عظمت علمی اش فقط بهره ی اندکی از «علم» دارد: «و ما أوتیتم من العلم إلا قلیلاً» {اسراء: 85}.
در حدیث آمده است که وقتی حضرت «موسی» علیه السلام به معیت «خضر» علیه السلام سوار بر کشتی بودند،پرنده ای نوک بر آب زد (یا خضر سوزنی بر گرفت و سرش را بر آب زد و آن را بالا گرفت و به موسی نشان داد)،آنگاه «خضر» علیه السلام خطاب به «موسی» علیه السلام گفت: علم من و تو و تمام مخلوقات در مقابل علم خداوند متعال،حتی با این قطره آب هم مقایسه نمی شود (صحیح بخاری،به روایت سعید بن جبیر از ابن عباس رضی الله عنه:2/تفسیر (تفسیر سوره ی کهف،احادیث شماره 247 و 248).
اما با وجود این واقعیت،علم چنان ارزشمند است که خداوند همین بهره یناچیز را هم در حق انسان خیر کثیر گفته است. آنجا که می فرماید: «و من یؤت الحکمة فقد أوتی خیراً کثیراً» {بقره: 269}. پس وقتی این علم قلیل،خیر کثیر باشد ارزش و عظمت خود علم چقدر باید باشد خداوند بر عکس علم،دنیا را با همه ی زرق و برق و تجهیزات ظاهری یک «متاع قلیل» گفته است ( «قل متاع الدنیا قلیلٌ...» (نساء: 77). اما انسان غافل و از همه چیز بی خبر،به جای اینکه دنبال علم الهی که خیر کثیر است برود،تمام عمرش را صرف امتعه ی دنیوی که به توصیف اله العالمین «متاع قلیل» است،می نماید!!
3-آیه صریح دیگر، در سوره ی« نساء» است. آنجا که می فرماید: «یا آیها الذین آمنو اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الأمر منکم» [59]. در اینجا منظور از « اولو الأمر» بنا به صحیح ترین قول، علماء میباشند.[ تفسیر متداول].
زیرا اطاعت علماء حتی بر پادشاهان و اُمرا نیز لازم است. چون در هر نظام حکومتی، پایه و رکن اصلی، قوه قضائیه است که گردانندگان آن علماء هستند. اما هیچگاه نمی توان گفت که علم تابع حکومت است. در تاریخ به کثرت می خوانیم که عالمی بر حاکمی به سبب خلافکاری، حکم شرعی اجرا نموده است. اما هرگز ثابت نیست که یک حاکم بر عالمی حکم نموده باشد، مگر به ناحق و به ظلم. پس که حاکِم اصلی در دنیا علم است.
در حقیقت، علمای ربانی و اولیای خداوند و صالحان و مجاهدان، مظهر قوه ی علمیه ی خداوند متعال هستند.
در همین آیه می بینیم که پس از اطاعت خداوند و رسول، اطاعت از « اولو الأمر» ذکر شده است و این مرتبه ی شامخ علما را می رساند که پس از الله و رسول، در درجه ی سوم مقام آنهاست. در آیه ای دیگر آمده:« شهدالله انه لا اله الاّ هو و الملائکتة و اولو العلم....» [آل عمران:18] که بعد از ملائکه، درجه ی علما قرار داده شده است. در آیه های دیگری، علما در درجه ی دوم و پس از ذات خداوند ذکر شده اند. مانند دو آیه :« و ما یعلم تأویله الاّ الله، و الّراسخون فی العلم.» [ آل عمران: 70] و ایه ی:قل کفی باالله شهیداَ بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب» [رعد:43].
4-خداوند در سوره ی«مجادلة» می فرماید:«یرفع الله الذین آمنو منکم ولذین اوتوا العلم درجت.....»[11].
مفسرین بعد از تدقیق نظر گفته اند که به استقصاء، چهار گروه هستند که خداوند در قرآن کریم به آنها وعده ی درجه های زیاد (درجت) داده است این گروه ها عبارتند از :
- مؤمنین: «إنما المؤمنین الذین إذا ذکر الله وجلت قلوبهم ... لهم درجٰتٌ عند ربهم ...» {انفال: 2}. این آیه مخصوص برای بیان فضیلت مؤمنان بدر است.
- عموم مجاهدین - «و فضل الله المجاهدین علی القاعدین أجراً عظیما ... درجٰت منه و مغفرةً و رحمةً ...» {نساء: 95 و 96}.
- صالحین - «و من یأته مؤمناً قد عمل الصالحات فأولٰئك لهم الدرجٰت العلیٰ» {طٰه: 75}.
- علماء - «و الذین أوتو العلم درجٰت» {مجادله: 11}.
اگر دقت شود مدار همه ی این گروهها،علم است. بدری ها،عالم بودند و صلحاء و مجاهدین نیز به برکت علم و تشویق علماء،به کارهای نیک وجهاد روی می آورند. بنابر این مقام علم از همه ی این چیزها بالاتر است.
5ـ در سوره ی «فاطر» می فرماید: «إنّما یخشی الله من عباده العلماءُ» {28}: فقط علماء هستند که آن طور که شایسته ی خشیت است از خداوند می ترسند.
دلایل از روایات
- از «ابن عمر» رضی الله عنه مرفوعاً روایت شده است: «فضیلت عالم بر عابد،به هفتاد درجه است و فاصله ی هر درجه تا درجه تا درجه بالاتر به قدر مسافتی است که یک اسب تیز رفتار در مدت هفتاد سال می پیماید.»
حکمت این گفته اینست که عابد فقط در فکر ترقی و نجات خویش است و چون علم ندارد نمی تواند در صدد نجات دیگران برآید. اما عالم ربّانی (وهابی) و با عمل در کنار اینکه عابد است،با تعلیم و تبلیغ،مکر و دسایس شیطان را که به صورت کفر و شرک و بدعت و گناه برای مردم آماده می کند،خنثٰی می کند. گویا او درصف انبیاء علیهم السلام ایستاده و با شیطان مبارزه می کند. اگر مجاهدان با کفار مبارزه و مقاتله می کنند،عالم دین،با رئیس کفار (شیطان) مبارزه می کند.
2.«حسن بصری» رحمهُ الله مرسلاً روایت می کند که آن حضرت علیه السلام دعا کردند: رحمت خدا باد بر خلفای من! صحابه رضی الله عنه عرض کردند: خلفای تو چه کسانی هستند یا رسول الله صلی الله علیه و سلم؟ فرمود: آنان که زنده می کنند سنت های مرا و بندگان خدا را دین می آموزند.
3.در یک حدیث مرفوع آمده است: «هر کسی از خانه به هدف طلب علم خارج شود تا باطل را محو سازد یا گمراهی را هدایت دهد،عمل یک روز او مساوی با عبادت چهل سال دیگران است.»
4.آن حضرت علیه السلام وقتی حضرت «علی» رضی الله عنه را به یمن فرستاد،به او فرمود: «ای علی! اگر خداوند بنده ای را به وسیله ی تو هدایت نماید،برای تو بهتر از تمام دنیایی است که خورشید در آن طلوع و غروب می کند {در روایتی آمده است: «...برای تو بهتر از شتران سرخ است.» (متفق علیه).
5. از «ابن مسعود»(رضی الله عنه) روایت شده که رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) فرمود:«هرکس علم را بطلید تا به دریغه ی آن بندگان خدا را به طرف خدای متعال دعوت دهد و خودش را اصلاح کند، گویا آن کس خلیفه ی هفتاد پیامبر است.» - بلکه خلیفه ی تمام انبیاء بالأخص رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم) می باشد.
6.حضرت «عامر جهنی» مرفوعاً نقل می کند:«روز قیامت، آن گاه که همه محشور می گردند و حساب و کتاب شروع می شود، خداوند متعال دستور می دهد تا خون شهداء و مرکب مداد علماء را با هم بسنجند. وقتی جوهر مداد عالم و جوهر مداد عالم در یک کفه و خون شهید در کفه ای دیگر گذاشته می شود، جوهر مداد عالم ترجیح می یابد.»
و این برای بیان فضل عالم بر شهید است. در نظر عموم مردم، مقام شهید بالاتر از عالم است و فکر می کنند پس از انبیاء (علیهم السلام)، مرتبه ی شهداست. اما از این حدیث ثابت می شود که علما از شهدا برتری دارند.
ادامه در پست بعد...