(بخش هشتم) قرآن حکیم و زندگی ما
قوانین خداوند
بعد از اینکه وظائف پیامبران و نائبانشان (علماء) بیان شد و نیز فضیلت و جایگاه علم و علماء (در هفت بخش مذکور ارسال شده) ،اکنون در ادامه لازم است بیشتر و بهتر با قوانین خداوند آشنا شویم .
قوانین زندگی در قرآن [سخنرانی نشر شده از رادیو پاکستان مؤرخه 16 جنوری 1978میلادی توسط علامه محمد تقی عثمانی]
نحمده و نصلی علی رسوله الکریم.
هر مسلمان به این سخن اعتقاد کامل دارد که قرآن آئین نامه کامل زندگی است، آئین نامه ای که از عمل بر آن، انسان به فلاح و کامیابی دنیا و آخرت دست می یابد و به امن و آسایش می رسد اما این ادعا بسیار تفصیل می طلبد و در این خصوص کتاب های رشته زیادی به تفصیل درآمده و در آینده نیز نوشته خواهد شد. در جلسه امروز به بیان بعضی از مهم ترین ویژگی های این قانون حیات بخش می پردازیم.
اساس نامه زندگی که قرآن کریم بشر را به سوی آن رهنمون کرده است، در این سه لفظ مختصر خلاصه می گردد:
«ان الحکم الّا لله» [یوسف:40] یعنی: حاکمیت (مطلق) صرفا از آن خداست. این نخستین و جامع ترین قانون حیات و زندگی قرآنی است که راهنمایی های مربوط به تمام شعبه های زندگی را در بر می گیرد و مطلب آن این است که هر شخصی که میخواهد از نظام قرآنی بهره مند و مستفید شود نخست باید این حقیقت را در دل جای دهد که حاکمیت این کائنات فقط از آن الله است و وظیفه تمام بندگان این است که در مقابل احکام وی سر فرود آورند، این حاکمیت خداوند به قدری عظیم، همه گیر، دائمی و ابدی می باشد که حاکمیت فرمانراوایان دنیا در مقابل آن پوچ و بی ارزش خواهد بود ـ مثلا حکم فرمانروایان دنیا صرفا در زندگی ظاهری افراد رواج می یابد نه در زندگی باطنی؛ چنانچه هیچ قانون دنیا نمی تواند زندگی پوشیده و پنهان انسان، و اخلاق، تفکر و اندیشه او را در احاطه خود در آورد، ولی حاکمیت خداوند محیط بر زندگی ظاهری،اخلاق،طبیعت، تفکر درون نیز می باشد هیچ لحظه زندگی از احاطه قدرت او خارج نمی باشد و اقتضاء می کند که انسان در دفتر کار خود باشد یا بازار، بر کرسی اقتدار باشد یا بر تریبون عوام، با افراد خانواده خود باشد یا تنها، الغرض هر کس باشد خود را در تمام اقوال و افعال، تفکرات و اندیشه ها تابع فرمان الهی بداند و یقین کند که:
«ان السمع و البصر الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا ». [اسراء:36]
بدون تردید گوش، چشم و قلب هر کدام (در مورد هر چیز) سؤال خواهد شد.
انواع احکام خداوند
احکامی را که خداوند متعال به وسیله ی قرآن کریم و نبی اکرم صلی الله علیه و سلم به انسانیت داده اند بر پنج بخش بزرگ تقسیم می شوند که عبارتند از: عقاید،عبادات،معاملات، معاشرت،اخلاق.
در بخش عقاید، خداوند متعال حقایقی را به انسان تعلیم نموده است که دانستن و باورنمودنشان برای مقصد تخلیق و آفرینش وی ضروری می باشد مثلا توحید،رسالت، آخرت، تقدیر، ملائکه و دیگر عقاید اساسی اسلام که نه تنها اعتراف به حقایقی ماوراء طبیعت می باشد بلکه بر اساس آن پایه عمارت زندگی راحت و دلکش بنا شده است.
هر گاه این باورها در قلب انسان جایگزین شد و انسان به این حقیقت پی برد که قدرت حقیقی این کائنات از آن خداست او هر لحظه بر من و اقوال و افعال من نظارت دارد و سرانجام باید جهت پاسخ گویی اعمال خود به بارگاه وی حاضر شوم خود به خود از تمایلات او به سوی بدی ها کاسته و بر رغبت او به نیکی ها افزایش پیدا خواهد شد.
دومین بخش از احکام عبادات است که شامل نماز،روزه، حج ، زکات، قربانی و... می باشد. هدف از این عبادات پدید آوردن ارتباط و تعلق خاص با خداوند متعال است، آنچه را انسان به وسیله ی عقاید در عقل و ذهن خود گنجانده بود عبادات آنها را در روح و روان وی چنان استحکام می بخشند که رفته رفته این عقاید صورت عشق به خود می گیرند فطرت انسانی ایجاب می کند که از خالق و مالک خود امیدوار بوده و به پیشگاه او سرنیاز فرود آورد، و در همه ی مشکلات او را بخواند و در حضور وی تمام عجز و نیاز خود را اظهار کند، چنانچه عبادات این جذبه فطری انسان را تسکین بخشیده و به او سرور روحانی عطا می کنند که در نتیجه، انسان حاکمیت خداوند را نه به اجبار بلکه با عشق و محبت و ذوق و شوق می پذیرد و در مقابل آن سرتسلیم خم می نماید و در همین عالم عشق و محبت ندا در می دهد که: « قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ »-(همانا نماز، قربانی ، زندگی و مرگ من برای خدای است که پروردگار جهانیان است)
سومین بخش از قوانین حیات بخش قرآنی معاملات است یعنی معاملاتی که انسان با برادر خود انجام می دهد که در آن، خرید و فروش، تجارت و ملازمت، صنعت و زراعت، و... نیز شامل اند، در این بخش،اسلام دستورات بسیار گسترده و وسیعی دارد لیکن سرچشمه تمام احکام این آیه قرآنی است که:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ »- ( ای اهل ایمان! اموال همدیگر را به باطل(ناحق) نخورید مگر اینکه تجارتی باشد که با رضامندی شما صورت گرفته است.)
در این آیه خداوند متعال ریشه تفکر ماده پرستی که برای رسیدن به منافع مادی هر جایز و ناجایز را روا می دارد و در نظر آن ، هر وسیله جهت استثمار، حق انسان می باشد را قطع نموده است. خداوند متعال می فرماید: که نه تنها کسب رزق برای شما جایز، بلکه واجب نیز می باشد ولی حق تعیین حدود آن به دست شما نیست بلکه در اختیار الله است و شما صرفا در چارچوب حدود مقرره خداوندی حق فعالیت اقتصادی را دارید و تمام راه های کسب که از این چارچوب خارج باشند باطل و ناحق هستند. و اگر تسلیم حاکمیت خداوند متعاال هستید اختیار نمودن آن راه ها به هیچ وجه جایز نخواهد بود، هرچند که در آن منفعت مادی فراوانی وجود داشته باشد چنانچه خداوند متعال در آیات دیگر قرآن به وسیله ی ارشادات نبوی صلی الله علیه و سلم تمام راه های حق و باطل را مفصلا بیان نموده است و تمام روش هایی که در آن فریب وجود دارد یا مجال ستم بر دیگران پیدا می شود یا به وسیله آن صرفا یک قشر از جامعه رشد و دیگران دچار مشکلات می گردند را تحریم نموده است. در نتیجه در جامعه ای که احکام قرآن و سنت در معاملات آنان اعمال گردد نه انسان مانند نظام سرمایه داری توسط همنوعان خود دچار تعدی و ستم می شود و نه همچون نظام اشتراکیت از حقوق متوازن و فطری خویش محروم می ماند.
در اینجا مجالی برای تفصل بیشتر نیست، اما جهت روشن نمودن شاید اینقدر کافی باشد که یک چهارم احکامی که فقهای امت از قرآن و سنت به صورت فقه مدون کرده اند مربوط به عبادات و سه چهارم دیگر مربوط به معاملات می باشد.
چهارمین بخش از دستورات قرآن معاشرت ( چگونه زیستن) است که در آن آداب زندگی انفرادی از قبیل نشست و برخاست ، رفت و آمد ، خورد و نوش ، پوشاک، خواب و بیداری بیان شده است و از طرف دیگر آداب معاشرت با پدر و مادر،برادر و خواهر، زن و بچه ، عزیز و اقارب، دوستان و دیگر مردم تعلیم داده شده است.
این بخش نیز دامنه ی گسترده ای دارد و در اینباره کتاب های مفصلی نگاشته شده اما اصول بنیادین آن را سرور کائنات صلی الله علیه و سلم با این الفاظ بیان فرموده اند که:
« المسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده» - ( مسلمان کسی است که مسلمین دیگر، از آزار دست و زبانش محفوظ بمانند.)
خلاصه اینکه که هیچ احدی نباید با قول، فعل یا رفتار خود باعث آزار دیگری شود تمام احکام معاشرتی اسلام گرد همین محور می چرخند چنانچه قرآن کریم و سنت تمام اموری را که به ناحق موجب ایذاء دیگران باشند قدغن و ممنوع نموده اند، و بر اساس ارشاد قرآنی آزار یک فرد به منزله آزار و اذیت کل انسانیت می باشد چنانچه ارشاد می فرماید:«مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا » - ( کسی که بدون قصاص و کیفر فساد در روی زمین، شخصی را بکشد گویا تمام انسانیت را قتل نموده است.)
در سوره حجرات به طور خاص بر احکام معاشرت تاکید شده و از غیبت،جنگ و دعوا، تمسخر و استهزاء به شدت ممانعت به عمل آمده است. آخرین و پنجمین بخش از دستورات حیات بخش قرآنی مربوط به اخلاق است، در این قسمت مسائلی از زندگی انسان، مورد بحث قرار گرفته که با وجود دقیق و ریز بودن تاثیر عمیق و ژرف بر زندگی انسان می گذارند. اعمال زندگی ظاهری انسان ، در واقع عکس اخلاق درونی او می باشد لذا قرآن کریم پیرامون اخلاق نیز احکام مفصلی دارد و بر انسان فرض نموده است که خود را با صفات پسندیده ای چون تواضع ، ایثار ، مروت ، سخاوت ، شجاعت ، تحمل و بردباری آراسته و از صفاتی مانند تکبر ، خود پسندی ، خشم ، حسد ، بغض، عداوت ، بخل ، بزدلی ، و عجلت پسندی خود را محفوظ و به دور دارد چون که این کار بسیار مشکل و دقیق است و صرفاً تعلیم نظری و تئوری برای این هدف کفایت نمی کند، از این جهت قرآن بیان می دارد که انبیاء علیهم السلام به این منظور به دنیا فرستاده شده اند تا عملاً تربیت اخلاقی افراد را به عهده گیرند و پس از پیامبران الهی علیهم السلام پیروان صادق آنان این وظیفه پیغمبرانه را انجام می دهند- از اینرو بر هر مسلمان لازم است که جهت تربیت اخلاقی خویش، صحبت پیروان راستین انبیاء را اختیار نموده و از آنان تربیت حاصل نماید ارشاد خداوندی است که : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » -( ای اهل ایمان! از خدا بترسید و با راستگویان باشید ).
چنانچه بهترین روش تربیت عملی همین است که انسان مصاحبت افرادی را اختیار نماید که از قبل تربیت یافته و دارای اخلاق پاک و صاف هستند خداوند به همه ی ما توفیق عنایت فرماید که بر این دستور قرآنی به طور شایسته عامل بوده و از منافع دنیوی و اخروی آن بهره مند گردیم. آمین [به نقل از رساله اصلاح و خود سازی مولانا محمد روشندل ورکاتی از ترجمه رساله فرد کی اصلاح (اردو)علامه محمد تقی عثمانی]