توبه و استغفار: یکی از انواع دعا استغفار است (بدیهی است درود و استغفار هر کدام یک نوع دعا هستند و استغفار نیز و جایگاه دعا در عبادت جوهر و مغز عبادت است. و نشانی مسلمان بودن آنست که دفع هر شر و رسیدن هر خیر را فقط و فقط از خداوند متعال بخواهد چون غیر خداوند اگرچه پیغمبر یا فرشته هم باشد نه از حال ما خبر دارد و نه توان و اختیاری دارد «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین»----«فلا تدعوا مع الله احدا»----«قل لو کنتُ أعلمُ الغَیب لااستکثرت من الخیر و ما مسنی السوء»----«قل لا یعلم من فی السمٰوٰت و الارض الغیب الا الله و مایشعرون ایّان یبعثون» چنانچه از داستان حضرت عزیر (ع) و اصحاب کهف و حضرت یعقوب (ع) و بقیه انبیاء و اولیاء کاملاً مشخص است).

استغفار یعنی طلب عفو و مغفرت گناهان خود از بارگاه خداوند متعال می باشد و توبه از لوازم آنست. بلکه این هر دو لازم و ملزوم یکدیگر اند. حقیقت توبه اینست که هر گناه و نافرمانی و یا عمل ناپسندی از آدمی سر می زند،از انجام و عواقب بد آن همراه با خوف و هراس احساس رنج وندامت کند و عزم و اراده کند تا در آینده در صدد فرمان برداری و رضاجویی الله تعالی بوده و هرگز چنین گناه و عملی را انجام ندهد. بدیهی است که هر گاه این کیفیت توبه نصیب آدمی گردد گناهی که سرزد شده،آدمی حتماً درخواست عفو و بخشش میکند،بر آن گناه احساس رنج کرده برای آینده عزم می کند که گرد چنین گناهی نرود. بنابراین،گفته شده که در حقیقت این هر دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

حقیقت توبه از این مثال: علامه نعمانی در ادامه برای حقیقت توبه و استغفار مثالی ذکر نموده: مثلاً شخصی به قصد خودکشی زهر بنوشد وقتی اثر درد شدیدش را که غیر قابل تحمّل است احسلس میکند از این عمل احمقانه خود متأسف می شود و هر چه بگویند انجام می دهد و در حالت اضطراب شدید با عزم راسخ و صدق دل تصمیم می گیرد که اگر جانش این بار نجات حاصل کرد دیگر بار مرتکب چنین عمل احمقانه ای نخواهد شد چنین باید دانست: مسلمانی که مرتکب گناهی می شود سپس با توفیق الله حسّ ایمانی او بیدار بشود چقدر اضطراب و پریشانی بر او فشار می آورد و آن را مانند سم و زهر می داند.  با همین احساس درخواست عفو و بخشش میکند نیز برای آینده تصمیم می گیرد که هرگز نافرمانی مالک خویش را نخواهم کرد و هیچگاه مرتکب گناه نخواهم شد. نام همین عمل آدمی استغفار و توبه است.

جایگاه توبه و استغفار: قبلاً ذکر گردید که بلند ترین مقام مقرّبان و مقبولان الهی،مقام «عبدیت و بندگی» است و چون که دعا عالی ترین مظهر عبدیت و بندگی است بلکه بر حسب ارشاد رسول اکرم (ص) «مخ العباده» - یعنی: مغز و جوهر بندگی و عبادت است. لذا از اعمال و احوال بشری،گرامی ترین و اشرف آنها دعا است یعنی فرموده رسول اکرم قبلاً (در بحث دعا) ذکر شد که فرمودند: «لیس شیءٌ أکرم علی الله من الدُّعا» ( به نزد الله تعالی هیچ چیزی گرامی تر و گرانبهاتر از دعا نیست) هنگام توبه و استغفار چون که آدمی در اثر احساس گناه و تقصیر خود در حالت نهایت ندامت و احساس ذلّت و پستی بوده و بر اثر نجاست گناه،خود را شایسته حضور به بارگاه الهی نمی داند و خود را مجرم و خطاکار دانسته،درخواست عفو و بخشش می کند و برای آینده توبه می کند،لذا آن کیفیت بندگی،تذلّل و اعتراف به گناه و تقصیر  که هنگام توبه برای آدمی حاصل می شود،به وقت دعایی دیگر حاصل نمی شود. بنابر این،توبه و استغفار در اصل،عالیترین نوع عبادت و بلندترین مقام از مقام های قرب الهی است. و برای بندگان توبه و استغفار کننده،نه فقط اعلام عفو و بخشش بلکه نوید و بشارت عنایت و محبت خاص خداوند متعال داده شده است. از احادیثی که بعداً ذکر می شوند معلوم میگردد که رسول اکرم (ص) همیشه توبه و استغفار می کردند.

در سطرهای فوق الذکر آنچه در مورد توبه و استغفار نگاشته شد در پرتوی آن، علت کثرت استغفار آن حضرت (ص) به خوبی معلوم و روشن میگردد. این تصور بسیار غلط و اشتباه است که استغفار وتوبه وظیفه بندگان گناهکار است و فقط آنان به آن نیاز دارند. واقعیت اینست که بندگان مقرّب و خاص خداوند،انبیاء علیهم السلام که از گناه محفوظ و معصوم هستند حال آنان چنین است که با وجود انجام هر عمل نیک (حتی مستحبات) و دوری از گناهان (حتی جایز نامناسب) احساس می کنند که حق بندگی خداوند را به طور کلی ادا نکرده اند و همواره توبه و استغفار می کنند و هر عمل خویش را حتی نمازهای خویش را قابل استغفار می دانند. در این رابطه در جلد سوم معارف الحدیث در «کتاب الصلوة» حدیث حضرت ثوبان ذکر شد که رسول اکرم (ص) پس از هر سلام نماز،سه بار می گفتند «استغفرالله،استغفرالله،استغفرالله» (یعنی بار الها!من از تو عفو و بخشش میخواهم) استغفار آن حضرت بعد از نماز بر همین اساس بود که احساس می کردند حق نماز ادا نگردیده است. والله اعلم 

به هر حال،توبه و استغفار برای معصیت کاران و بندگان گناهکار وسیله مغفرت و رحمت و برای مقرّبان و معصومین وسیله ترقّی بی نهایت در مراتب قرب محبوبیت است.

ادامه دارد...